? فدايي سيد علي

فدايي سيد علي

    دوستان ودشمنان بدانند اگر از سرهايمان كوه ها بسازند ؛ فرزندانمان هرگز در كتاب تاريخ نخواهند خواند كه : \\" خامنه اي تنها ماند \\"

صفحه اصلي | آرشيو وبلاگ | تماس با ما
۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۱
حسين ...





عاشورا هر روز در كربلاي دلمان اتفاق مي افتد.
كوشش كنيم حسين دل، به دست يزيد نفس، تشنه لب شهيد نشود . . .

دلم تنگ است . براي خدا ...
براي حسين ...
دعا كنيد برايم . دعا ...

 

آرشيو نظرات (0) | ادامه مطلب

۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۱
هوالله ...

يا مولانا ياصاحب العصر و الزمان (عج) ؛

از ما بجز بدي كه نديدي ، ببخشمان …!

تا وقتي گفتارمان ، گفتار نيست …

چشمانمان ، چشم نيست …

گوش و زبان و اعضاء و جوارحمان منتظر نباشند ، او نمي آيد !

آنقدر مرد نبوديم كه سيصد و سيزده نفر مريد آن مراد باشيم ! اصلا مريد نيستيم ! آخر اگر او را ميخواستيم ، چشمهايمان را از نامحرم خاكي بر ميچيديم و قامت دلرباي او را مي نگريستيم ! اگر او را مي خواستيم ، زبان از غيبت مي بستيم و براي سلامتي و ظهورش دعا مي كرديم ! اگر او را مي خواستيم گوش از حرام بر مي داشتيم و گوش به فرمانش مي شديم ! اگر او را مي خواستيم ، ظهورش اينقدر طولاني نمي شد …!

تا وقتي مراسم جشن باشكوه نيمه شعبان براي امام زمان را با سود %۱۵ درصد برگزار كنيم او نمي آيد !  تا وقتي براي جلوه كردن در نظر ديگران برايش نذري دهيم ، او نمي آيد !

اين خيال مرداب پندار ، ما را دلخوش كرده است!  او را نمي خواهيم …  قبول كنيم او را نمي خواهيم …! ميداني چرا ؟! چون

وجو نازنين امام زمانمان فرمودند :     ” اگر شيعيان ما ،  به اندازه آب خوردني  ما را مي خواستند ، غيبت و دوران انتظار اينقدر طولاني نميشد ! “

مي بيني ! حتي او را براي سيراب شدن هم نميخواهيم ! به اندازه يك ليوان آب ! اينقدر از گناه سيراب و اشباع شده ايم كه آمدن و نيامدنش برايمان يكي شده است ! به نبودنش عادت كرده ايم ! پس ديدي ، نه “ندبه ها” كاري شدند نه “ كميل ها ” جوابگو !  ما به خيال خودمان تشنه ديدارش هستيم ، اما نه ! نيستيم … تشنه بدنبال چشمه ميرود . در جستجوي آب است . نه اينكه در پي هرزآب باشد !

چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد …

 

آرشيو نظرات (4) | ادامه مطلب

۳ ارديبهشت ۱۳۹۱
فاطميه ...

يا فاطمه ...

در سكوت و غربت شب ها ...

دلم تنها ز روي تو اميد مي گيرد ...

نگاهت را نگير از من

كه دل در حسرت چشمان

تو از غصه

مي ميرد ...

 

 

التماس دعاي مخصوص

 

 

آرشيو نظرات (9) | ادامه مطلب

۲۸ اسفند ۱۳۹۰
امسال ...

امسال هم سالمان بي تو تحويل مي شود ، آقا

گويا زمان بري ظهورت بخيل مي شود ، آقا

با خواندن دعاي قلوب والابصار

زنگار قلبمان جميل مي شود ، آقا

تمام روزهاي سالمان تكراريست ، شرمنده !!!

مگر عيدمان بي تو تعطيل مي شود ، آقا

سالهاست كه عادت كرده ايم به دوري از حس پرشور بودن در كنارتان ، آقا. امسال هم به آخرين پنجشنبه سال رسيديم ، ولي باز هم چشممان در انتظار ديدارتان بر درگاه جمعه خشك شد و نيامدي . چه حس دلگيري دارد غروب پنجشنبه  و چه دلگيرتر است آخرين پنجشنبه سال و نديدن گل روي شما . مي دانم كه چشمانمان با وجود انبوه پرده هاي گناه ، ياراي ديدن شما نيست.ولي آقا دلم بدجور در فراغتان گرفته و بارانيست ، اما چه سود باراني بودن قلبي كه محبت غير خدا و وليش در آن است ، بگذار تا ببارد و سيل اشك بر اين قلب و چشم حاكم باشد . هر روز به اشتياق ظهورت و مقدمه سازي براي آن از خواب برمي خيزم ، ولي چه سود كه پايان شب با كوهي از شرمندگي و خجلت سر بر بالين خواب مي سپارم ، چرا كه با فكر كردن به گناهان روزم ، شرمنده مي شوم از رويت كه نه تنها نتوانستم دلتان را با تلاشهايم شاد كنم ، كه خون كردم بر دل صبورتان آقا . تكراري شده روزهاي عمرم بي شما.شايد آييد و دلمان صفاي رويتان را ببيند و دست از دنيا و تعلقاتش بكشد.خسته شدم از اين زندگي تكراري و دويدن و نرسيدن به شما. آقا ، شما بقية الله هستيد بر زمين و دعايتان مستجاب ، شما را به زهرا(س) قسم ميدهم كه يا با دعايتان هدايتم كنيد و يا اگر اين بنده ناچيز را سدي پيش روي ظهور منورتان مي بينيد ، برايم دعاي فرج از دنيا كنيد. اين كوله بار پر گناه مرا بس است ،چگونه حاضر شوم در پيشگاه معبودم ، در حاليكه مديون تمامي صالحان و شهدا مي بينم خود را ، بي آنكه توانسته باشم اندك ذره اي اجابتشان كنم . دعا كنيد شايد خدا به عزت شأنتان ، اين دون شأن را ببخشايد ، تا بيش از اين نمانم و خون به دل مهدي فاطمه كنم . آقا هر جمعه كه دل مي گيرد ،برايم حكايت درماندگي شما از پرونده اعمالم را به ارمغان مي آورد ، و صد افسوس و دريغ كه خود نيز نتوانستم اين نفس را لجام و دهنه اي زنم تا شما را از اين درماندگي برهانم.يعني هنوز با اين انبوه غصه هايي كه مدعيان انتظار شما ،بر دلتان نشانده اند ، وقت استغاثه تان براي فرج فرا نرسيده ، خودت دعاكن آقا ، كه خدا فرجتان را نزديك گرداند وگرنه به دعاي روسياهي چون من حالا حالا ها هم بايد اين درد فراغتان بر دل شيعيان واقعيتان سنگيني كند.

 

ـــــــــــــــــــپي نوشتــــــــــــــ :

* و سلام نامي از نام هاي خداست ...      

* اول از همه عيد ر. بهتون تبريك ميگم . انشاء الله سال خوب و خوشي رو داشته باشيد .

* لحظه ي تحويل سال براي ظهور آقا و سلامتي و طول عمر امام خامنه اي دعا كنيد . تو رو خدا يادتون نره

* اگه خواستين و وقت داشتين براي  داداش گناهكارتون هم دعا كنيد .

* يا علي

 

 

آرشيو نظرات (23) | ادامه مطلب

۲۷ اسفند ۱۳۹۰
گفته اند ...

گفته اند شرف المكان بالمكين ...

ارزش و اعتبار مكان ها به انسان هايي است كه در آن زيسته اند ...

اين بار هم كلمـات سيد شهيدان اهل قلـم كمكم كرد تا قلم بــردارم و از اعتبار مكـان هايي كه شهــدا در آن زيسته اند ،  اندكي به صفحه ي كاغذ روانه كنم ...

امسال هم دلم براي راهيان تنگ بود ... و طبق معمول دلم براي طلائيه و شلمچه و فكه بيشتر از بقيه ي مكان ها ...

آخر طلائيه را حاج همت گفته بود كه به خدا قسم اينجا قدمگاه مادرم حضرت زهراست ...

آخر فكه همان مكاني است كه مظلوميت شهدا در قتلگاهش زبان زد خاص و عام است ...

آخر شلمچه همان مكاني است كه در آن ، شهداي عمليات كربلاي ۵ به مانند نام عمليات ، مظلومانه شهيد شدند ...

نمي دانم ...

هر وقت قرار مي شود از شهدا بنويسم دست هايم سست مي شود ... و زبانم قاصر ...

يك سال ديگر هم گذشت ... وباز هم دلتنگي ... برخي بر اين باورند كه وقتي انسان از سفر راهيان مي آيد از مناطق جنگي برگشته است ... اما حقيقت چيز ديگري است ...

راهيان ، سفري است كه انسان را مسلح مي كند تا در جنگ تمام عيار تجملات و ناپاكي ها مغلوب دشمن نشود ... حقيقت آن است كه انسان پس از سفر راهيان وارد منطقه ي جنگي مي شود ...

جنگ با هواي نفس ...

جنگ با تجملات و ماديات ...

جنگ با نفوذ شيطان در دل هاي با ايمان ...

جنگ با غفلت و شرك و دروغ و نفاق ...

و جنگ با همه ي آن چيزي كه سبب شود ما شرمنده ي شهدايمان شويم ...

و باز هم من از اين جنگ جا مانده ام ...

به قول سيد شهيدان اهل قلم :

چه جنگ باشد چه نباشد راه من و تو از كربلا مي گذرد . باب جهاد اصغر بسته شد ، باب جهاد اكبر كه بسته نيست ...

 

در خاطرم شـد زنده يـاد فاطميـون

ياد شلمچه ، ياد فكه ، ياد مجنـون

 

 

ــــــــــــــــــپي نوشتــــــــــــــ :

* و سلام نامي از نام هاي خداست ...

* بعد از ماه ها جدايي به جمع شما هم مسيري ها برگشتم . دلم براي مسير تنگ شده بود . براي حال و هواي مسير دلم تنگ شده بود . دلم براي خدا تنگ شده ...

*  انشاء الله كم كم شروع ميكنم به نوشتن . اگه خدا بخواد و عمري باقي بود .وو

* از خاك مي روم كه از آيينه ها شوم                           من مي روم از اين من خاكي رها شوم

 

 

 

 

آرشيو نظرات (7) | ادامه مطلب

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ]

 
 

 


معرفي وبلاگ




فدايي سيد علي



فهرست اصلي

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
افزودن به علاقه مندي ها
صفحه خانگي
 


آرشيو موضوعي

مهدويت
امام خامنه اي
چرت نويس


آرشيو ارسال ها

ارديبهشت ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دى ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰


پيوند ها

وبلاگ قبلي خودم
ولايت
** سنگر **
شميم عشق
ستارگان خاكي
صبح قريب
** اطلاعيه **
دختران امروزي
منتظر آقا
ستاره پنهان
بوي بهشت
در تمناي نگاهت بي قرارم تا بيايي ...
پر شكسته
كرببلا عشق بي وصالم ...
بيداري
با شلوار اضلفه وارد شويد ...
عصر ظهور
** لاله هاي غريب **
داداش امير
لثارات
رئيس جمهور آسماني
بصيرت
www.mina.blogfa.com
رد پاي فرشته
بصيرت
آيه ؛ آيه با من بخوان !
نگوييم شهدا شرمنده ايم ؛ بگوييم آماده ايم
رهپويان بصيرت
شهدا
راه عشق
كبوتران عاشق
رزمنده ام
لحظه ي سبز انتظار
گروه سايبري تدبير ولايت
توي پرانتز، يه خورده هم زندگي كنيم
انجمن دختران مبارز سايبري
surena347
مرواريد هاي بهشتي


لوگوي دوستان



كد هاي كاربر